اگر فارسی زبان باشد ، ترکی هنر است
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 22:29  توسط یاشار
|
فرجام بابک :
پيکار بابک با افشين در حصارهاي محکم و طبيعي جبال آذربايجان مدتها بطول انجاميد داستان اين جنگها را مورخان به تفصيل نوشتهاند .
اين جنگها مدت سه سال از 220 تا 223 هجري دوام داشت . چنانکه از فحواي قول طبري برميآيد معتصم براي اتمام اين مهم افشين را اکرام بسيار کرده بود. گذشته از ولايت آذربايجان و ارمنستان که بدو داده بود سپاه و خواسته و آلات جنگ و چهارپايان بسيار با او فرستاده بود. پيش از عزيمت افشين نيز محمدبن يوسف مأمور شده بود به آذربايجان برود و حصارهايي را که بابک ويران کرده بود از نو بسازد .
محمدبن يوسف درين مأموريت با سپاه بابک در آويخته بود و عدهاي از خرمدينان را کشته بود و جمعي را اسير کرده بود . اما وقتي افشين باذربايجان رسيد در صدد برآمد که گذشته از شمشير براي براندختن بابک از حيله و چاره نيز مدد کند.
بدين گونه جنگهايي که افشين با بابک کرد از آغاز با خدعه و نيرنگ همراه بود. افشين تازه به آذربايجان رسيده بود که محمدبن بعيث يک سردار ديگر خليفه با آنکه با خرميه پيمان صلح داشت عهد خويش به شکست و با سپاه بابک به خيانت و خدعه درآويخت. گويند هنگامي که افشين به آذربايجان آمد عصمت نام سپهسالار بابک بدر حصار شاهي که محمدبن بعيث کوتوال آن بود فرود آمد.
محمدبن بعيث براي لشکر او چنان که عادت داشت علوفه بفرستاد و چون شب درآمد عصمت را با 10 تن از مهمان کرد. چون آنها مست شدند محمدبن بعيث آنها بکشت. پس دست عصمت ببست و گفت سران سپاه خويش را يک يک آواز ده تا درآيند وگرنه تو را بکشم. عصمت چنين کرد و يک يک سرهنگان خويش را به درون حصار ميخواند و محمدبن بعيث آنها مي کشت. بازماندگان سپاه چون اين خبر به ذدانستند همه بگريختند. پس از آن افشين بر همه راهها ديدهبانان گماشت و لشکرها بر تنگناها و حصارها به داشت.
اما بابک که در حصارهاي محکم ايمن بود هفت ماه سر از حصار برنياورد و با سپاه افشين مقابله نکرد. افشين دلتنگ و ملول شد. در صدد چاره و حيله برآمد. به معتصم نامه نوشت بود ازو خواسته و درم خواسته بود. معتصم صد شتر بار درم با سيصد غلام ترک همراه « بغاي کبير» نزد وي فرستاد. چون بغا بجايي که تا اردوگاه افشين 3 روز راه بود برسيد افشين بدو نامه کرد که يک ماه همانجا درنگ کن و آوازه درانداز که مالها فلان روز نزد افشين برم. تا چون جاسوسان بابک اين خبر را بدو برسانند مگر براي تارج اين مال آهنگ تو کند و از حصار خويش بيرون آيد. چنين کردند و روز موعود بابک با پنجهزار تن سوار بيرون آمد. اما بغا بدستور افشين درمها را هم شبانه بجاي گذاشته بود و شتران بيبار همراه خود آورده بود. حيلهاي که ا فشين طرح کرده بود در نگرفت و بابک بيانکه گزند و آسيب بزرگي ببيند مقداري غنايم بچنگ آورد و بجست ... از آن پس چندين جنگ بين سپاه بابک و افشين درگرفت که هرکدام نوبتي ظفر مييافتند.
سپاهيان بابک که پناهگاهاي استوار داشتند و از برف و سرما رنج بسيار ميبردند دليرانه مقاومت ميکردند. اما ياران افشين که به سرماي سخت و راههاي دشوار عادت نداشتند رفته رفته ملول ميشدند. 2سال بدينگونه گذشت از سپاه افشين بسياري هلاک شدند. اما معتصم همواره سپاه تازه و عدت و آلت بياندازه ميفرستاد.
سرانجام افشين آهنگ تسخير حصار بابک کرد. چون در يک فرسنگي آن حصار فرود آمد بابک خروارها خوردني و ميوه از حصار خود براي لشکريان افشين فرستاد و گفت شما ميهمان ماييد. درين 10روز که بسوي حصار ما ميآييد خوردني نيافتهايد ما را جز اينقدر چيزي نبود. افشين آن نزلها نگرفت و همچنان بازپس فرستاد و به بابک پيغام داد « ما را خوردني بکار نيست و دانم که تو اين کار بدان کردي تا سپاهيان ما را شماره کني در اين سپاه سيهزار مرد جنگي است و با اميرالمؤمنين سيصدهزار مسلمانند که همه با او يکدلند و تا يک تن از ايشان زندهاند از جنگ تو باز نميگردند. اکنون تو بهتر داني خواهي بزنهار آيي و خواهي جنگ کني».
بابک که لابد نمي خواست بزنهار خليفه درآيد جنگ را برگزيد. پس درهاي حصار محکم کر و درآنجا بماندو افشين نيز برگرد حصار لشگرگاه ساخت و خندق کند و همانجا نشست روزها از حصار بابک چنگ ورود ميآمد و چنين فرا مينمود که از سپاه دشمن پروا نداند اما شبها گروهي همواره به شبيخون ميفرستادند. اينحال نيز مدتها بطول انجاميد : سپاه افشين با تنگي علف و سختي کار نيک ايستادند جنگهاي خونين و کشتارهاي سخت روي داد و بسياري از سپاه بابک تلف شدند.
سرانجام بابک در کار فرو ماند. از توقف در حصار کاري نميگشود و لشکر افشين از گرد حصار دورتر نميرفت. بابک برآن شد که با افشين حيله سازد. بر بام حصار برآمد و گفت « منم بابک. افشين را گوييد نزديکتر آيد تا با وي سخني گويم» . افشين به پاي ديوار آمد. بابک زنهار خواست و گفت گروگان من پسر مهترم است اورا بنواگير و براي من زنهار خليفه بستان و برين قرار نهادند و لشکريان افشين حصارها را رها کردند و بجاي خويش باز آمدند چون شب در رسيد بابک کسان خود را برگفت و با پنجاه مرد که با وي در حصار مانده بودند از حصار بيرون شد و به کوهها رفت و از آنجا بسوي ارمنستان گريخت.
گويند چون بابک از حصار بجست لباس مسافران و بازرگانان پوشيد و با کسان خود در ارمنستان بجايي فرود آمد. از چوپاني که در آن حوالي بود گوسفندي بخريد. چوپان نزد سهلبن سنباط امير ارمنستان برفت و خبر برد. دانستند که بابک آمده است. افشين پيش از آن بهمه حکام و اميران آذربايجان و اران و بيلقان و ارمنستان نامهها فرستاده بود و آنان را بدان واداشته بود که در فرو گرفتن بابک با او کمک کنند.
سهل بن سنباط چون از آمدن بابک به ارمنستان وقوف يافت بر نشست و بديدار او رفت و بابک را با لطف و اکرام به سراي خويش مهمان برد. و در نهان بافشين نامه نوشت که بابک نزد من است. افشين وي را اميدها و دلگرميها داد و برآن قرار نهادند که چون بابک با وي بقصد شکار بيرون رود او را جاييکه از پيش معين کرده بودند به کسان افشين تسليم کند.
چنين کردند و چون بابک دريافت که سهل او را بخيانت تسليم دشمن ميکند برآشفت و باو گفت « مرا باين جهودان ارزان فروختي. اگر مال و زر ميخواستي ترا بيش از آنچه اينان دادند ميدادم»
بدين گونه افشين با غدر و حيله بابک را بگرفت و بند بر نهاد. حصارهاي سرخعلمان ويران شد و آنها خود کشته و پراکنده شدند اما کوششها و مبارزههاي آنان بپايان نرسيد و همچنان پساز بابک نيز دوام يافت.
افشين بابک و کسان او را برنشاند و آهنگ سامرا کرد. شادي خليف از اين پيروزي بياندازه بود. افشين را بسيار بنواخت و تشريف و اکرام بياندازه کرد. چون افشين بابک را به سامرا آورد شبانگاه احمدبن ابيدواد که قاضي القضاء بغداد و از مشاهير معتزله بود ناشناس بدانجا رفت و بابک را بديد و با او سخن گفت. پيداست که هول و وحشت خليفه نسبت به بابک تا چه حد بوده که تا هنگام صبح طاقت نياورد و او نيز متنکروار بسراي افشين رفت و هم در شب بابک را بديد.
گويي بغداد نميتوانست باور کند پهلوان دليري که سالها او را تهديد ميکرد اکنون در آنجا باسارت بسر ميبرد.
ديگر روز معتصم بر نشست و مردم از دروازه عامه تا مطيره صف کشيدند. معتصم ميخواست مردم بابک را برسوايي و خواري بينند. از کسان خويش پرسيد که او را برچه بايد نشاند. گفتند هيچ چيز مناسبتر از فيل نيست. بفرمود تا فيلي بياورند و بابک را لباس زيبا در پوشيدند و کلاه سمور بر سر نهادند و او را انبوه مردم بر درگاه اميرالمؤمنين بدارالعامه درآوردند. اميرالمؤمنين دژخيم خواست تا دست و پاهاي اورا ببرد. بفرمود تا دژخيم او را که نودنود بود بخواندند حاجب از باب العامه برآمد و نودنود را بخواند چون وي فراز آمد اميرالمؤمنين فرمان داد تا هر دو دست بابک را قطع کند. خونسردي و بيپروايي دليرانهاي که بابک در مواجهه مرگ نشان داد شايسته قهرمانان بود.
گويند چون بابک بر معتصم درآمد برادرش هم آنجا بود. وي را بگفت : « اي بابک کاري کردي که کس نکرد اکنون صبري کن که ديگري نکرده باشد» گفت : « خواهي ديد که صبر چگونه کنم»
نوشتهاند که « چون يک دستش بريدند دست ديگر در خون خود زد و در روي خود ماليد و همه روي خود از خون خود سرخ کرد. معتصم گفت « اين چه عمل است» گفت : « درين حکمتي است . شما هر دو دست و پاي من بخواهيد بريد و گونه روي مردم از خون سرخ باشد خون از روي برود زرد باشد. من روي خويش از خون خود سرخ کردم تا چون خون از تنم بيرون شود نگويند که رويش از بيم زرد شد» باري بابک در دم مرگ نيز اين همه شکنجه را بسردي تلقي کرد و هيچ سخن نگفت و دم برنياورد . معتصم بفرمود تا او را در جانب شرقي بغداد ميان دو جسر بردار کردند. سرانجام بابک چنين شد
منبع :
برگرفته شده از کتاب " دو قرن سکوت" نوشته " دکتر عبدالحسين زرين کوب
+ نوشته شده در دوشنبه 22 مهر1387ساعت 22:16  توسط یاشار
|
ایرج حسنی
سومرها در جنوب عراق امروزی و شمالغرب خلیج سومر زندگی کرده و مدنیّتی با کیفیّت درست کرده اند. زمان آمدن سومر ها به این خاک ها به صورت دقیق معلوم نیست ، لکن متخصّصهای تاریخ قدیم نشان می دهند که، سومرها 4500 سال قبل ازمیلاد در جاهای نشان داده شده اولین مدنیّت روشن بشریت را به وجود آورده اند، شهرهایی مانند :
" اور- ur" ، " اوروک- uruk" ، "ائرئخ"، " نیپ پور- nippur" ، " کیش- kisch"، " له کش" ،"لرسا" ... که مراکز بزرگ مدنیّت بودند ساخته اند. پس می توان گفت سومرها حداقل 500 سال قبل از آن، یعنی 5000 سال قبل از میلاد در خاکهای عراق بوده اند. یعنی تخمیناً می توان گفت سومرها 4500-5000 سال قبل از میلاد به بین النهرین آمده اند.
امروزه می توان گفت که تمامی متخصّصهای تاریخ قدیم چنین فکر میکنند که سومرها از وطن اصلی ترکان یعنی آسیای میانه به عراق آمده اند. متخصّص مشهور حقوق "علی پاشا صالح" در اثر " حقوق تاریخی" خویش درباره اصلیّت سومرها، راهی که عبور کرده اند و قانون های که به وجود آورده اند چنین می نویسد:
«نزدیک به هفت هزارسال پیش ، قومی به نام سومر در جستوجوی خاکهای حاصلخیز از راه قفقاز وشمالغرب ایران( آذربایجان شمالی و جنوبی امروزه) به قسمت های جنوب بین النهرین آمده و جنوب عراق را برای خود وطن کرده اند. آنها در ابتدا سومر و بعداً با نام "بابل" معروف شدند. سومرها با خط میخی بر روی لوحه های گلی ، هزاران قانون و سرگذشتهای خود را به زبان سومری نوشته اند. این لوحه ها در موزه های بزرگ جهان نگه داری میشود. »
علی پاشا صالح در جای دیگر اثر خود چنین مینویسد:
ساکنان اصلی آسیای مرکزی ترکها هستند.اولین مدنیّت ها به خصوص "سومر" ها و"هیت" ها که مدنیت را به وجود آورده اند، دراین گهواره بشریّت به وجود آمده و مهاجرت کرده اند، از طوایف ترک نژاد بوده اند و اولین زبانی که بشر به آن صحبت کرده است زبان ترکی بوده و بسیاری از کلمات زبانهای امروزی ریشه ترکی دارند...»
سومرها اولین وجود آورنده های مدنیّت
تا عصر بیستم نظر عمومی موّرخان عبارت از این بود که ،در منطقه ما و حتی اولین مدنیّت بشریّت در مصر و یونان قدیم به میدان آمده است. لاکن از اوایل قرن بیستم کنده کاری ها و جست وجوهای علمی عکس این ادعّا ها را ثابت کرده است.دیگر امروز تاریخ دلایل و مدرکهایی ، به طور قطعی ، نشان می دهد که ،نه فقط اولین مدنیت در مصر به وجود نیامده است بلکه همین مدنیّت مصر از مدنیّت سومربه وجود آمده است.
متخصص مشهور تاریخ قدیم پروفسور"وولی-woolley" که از طرف دانشگاه پنسیلوئنییا و موزه بریتانیا رهبر هیآت کنده کاری های شهر "اور" رفته بود،بعد از کنده کاری ها در کتابی که در مورد سومرها نوشت به شکل قطعی ثابت کرده است که،«خلق سومر در بین النهرین دو هزار سال قبل ازمصری ها به اوج شهرت رسیده و فرضیّه مدنیت مصر قدیمی تر است را شکسته و ردّ کرده است.سومرها چهار هزار سال قبل از میلاد از مراحل والای مدنیّت گذشته وبه مصر،آسوری، آسیای کوچک، کئرت و یونان راه نشان داده اند.»
سومرها اولین قانون گذااران بشریّت
امروزه تقریباً همه مورّخان تاریخ قدیم به این فکر هستند که ،بر اساس معلوماتی که تا امروز هست ، سومرها اولین قانون گذاران بشریّت شده و قوانین حمورابی بسیار زیاد پس از سومرها و بر اساس آن ها به وجود آمده است.فکرهای علی پاشا صالح در این مورد لایق دقّت است. او می نویسد: «مجموعه قوانین حمورابی ، پس از ویران شدن سومرها ، بر اساس قوانین و عادت-عنعنه های آنها نوشته شده است.مضمون اکثر آن قانون ها از مجموعه آن قانون ها اقتباس شده است که ، شاه "اور" "دونگی-dungi" نوشته بود. به غیر از مجموعه های "نیسابا-nisaba" و "هانی-hani" شاهان طایفه "ایسئن" نیز مجموعه قانون به وجود آورده بودند.»
خطّ سومرها
عالمان اروپا و آمریکا که درنتیجه کنده کاری هایی که در بابل، شوش، ،اور، نیپ پور، و سایر نقاط شهرهای سومر- ایلام ، کوزه و لوحه های سنگی و اثرهای نوشته شده ی بی شماری که همه آنها به خط میخی نوشته شده است یافته اند، در موزه های اروپا و
آمریکا نگه داری میشود. به فکر عالمان تاریخ شناس بزرگ خط میخی را سومرها اختراع کرده است. طول چند هزار سال، در این منطقه اکثر خلقها از الفبای میخی استفاده می کردند.
سومرها به حیات و مدنیّت بشر چه چیزهایی آورده اند؟
همان طور که ذکر شد، سومرها به حیات عموم بشر و مدنیّت آن خدمات بزرگی کرده و خیلی چیزها را به آن ارمغان آورده اند. از این خدمات می توان گفت :
1. قانون گذاری در جامعه و اداره جامعه بر اساس آن .
2. ایجاد کردن الفبا برای تثبیت زبان گفتاری ،که با الفبای میخی تظاهر کرده است.
3. شروع علم ها وشاخه های مختلف صنایع با سومرها و بعدها به واسطه ملّت های مختلف از نسل به نسل آمده و به صورت تکمیل شده به درجه امروزی رسیده است.
4. شب و روز را به 24 ساعت ، هر ساعت را به 60 دقیقه و هر دقیقه را به 60 ثانیه تقسیم کردن نیز یادگاری از سومرها است.
5. این یک حقیقت علمی است که تقسیم دایره به 360 درجه ، از دوران سومرها مانده است.
6. کشف تعدادی از فلزّات ، از آن جمله آلومینیوم.
7. ...
چند مثال از کلمات سومری و هم معنی آن در تورکی امروزی:
سومرجه(سومری) تورکجه(ترکی)
2(iki-ikki) İkki
3(üç) Uş
Ana(aba-nənə) Ama
Apa(ata-aba-apa-baba) Abba
Bilgili(bilən) Bilga
Çoban Çolpan
Dam(ev damı-ev) Dam
De(demək) De
Dərin(g
+ نوشته شده در سه شنبه 16 مهر1387ساعت 23:51  توسط یاشار
|
ما در عجبیم که چرا برخی مدعیان فارس، فارسی را هم نمی فهمند؟
خوب است که ما مثلا فارسی می نویسیم هرچند که با کلماتی که اکثرا ترکی یا عربی اند. و گرنه معلوم نبود که این فارسها، ما را متهم به اسپانیول یا ژاپنی بودن می کردند.
نمی دانیم در کجای این وبلاگ، ما گفته ایم که زبان ایران و آذربایجان ترکیه ای است و کلمات فارسی، ترکیه ای است و ما باید با ترکیه باشیم و از ترکیه بوده ایم؟؟؟؟؟
چیزی که به فارسی گفته و نوشته ایم و کمی پایین تر مستندا هم اکنون در دسترس تان است می توانید بخوانید این است که زبان تمام سرزمین های آذربایجان، که امروزه شامل استانهای آذربایجانهای شرقی و غربی و اردبیل و زنجان و همدان و قزوین و مرکزی و کشور جمهوری آذربایجان می باشد، ترکی است و ترکی زبانی است که در حوالی خزر یعنی همین سرزمین آذربایجان، از بیش از 7200 سال پیش زاده شده و تا الآن نیز در همین ناحیه موجود است و اولین پدید آورندگان خط و بسیاری از آثار تمدنی دیگر نیز از این زبان و مردمانش بوده است و این جایی را که امروزه ایران می نامیم زبان اصلی شان، ترکی است. و این بحث ها را اصلا به کشور ترکیه و دولت ترکیه و پان ترکیسم ترکیه ای مربوط نمی کنیم و اصلا زبان ترکی بعدها به آسیای صغیر نفوذ کرده است.
حال اگر عده ای مدعی فارس بودن می کنند و این جملات را که به روشن ترین وجه ممکن نوشته ایم نمی فهمند و چیز دیگری در ذهن می گیرند قضیه اش بر می گردد به یکی از ویژگی های اصلی پارسها، و به قول خدا در قرآن، اعجم بودن آنها. اعجم بودن شاید درمان پذیر نباشد و گرنه خدای دانا، با این صفت ابدی آنها را معرفی نمی کرد.
البته باز تکرار می کنم که تمام کلماتی که ما به نام کلمات فارسی می شناسیم اگر عربی نباشند به غیر از 125 کلمه، قطعا ترکی هستند.
شما حق ندارید کلمات زیر را که برای چندمین بار و به عنوان نمونه می آورم فارسی بدانید زیرا آنها ترکی بوده و در زبان ترکی، اصل و ریشه دارند و معنی می شوند:
پارس – من – واژه – آن – او - ترک – شنبه – جن - گاو - گوسفند - آئینه – دین –آقا – خانم – بخش – پالایش – ورزش – قند – آئین – گل – شیر – تپه – توپ – گرگ - بار – تهران – ایران – میان – باجه - عقاب - ...
حال اگر کسی مدعی فارسی بودن این کلمات شود باید معنی و ریشۀ آنها را به فارسی بیابد که ممکن نیست.
بسیار مسخره و خنده دار است که می گویند فلان کلمه در زبان فارسی پهلوی و فارسی میانه و فارسی غیره چنین و چنان بوده و امروزه این کلمه کمترین اثر شباهت به آن نوع فارسی باستان(؟!) را ندارد. چگونه می شود که یک کلمه ای که با آن گفتگو می شود در طول کمتر از هزار سال متروکه یا زیر و رو شده باشد و گویندگان امروزین کمترین شباهتی بین زبان خود با آن زبان موهوم را پیدا نکنند؟
چرا تمام کلمات ترکی 6000 سال پیش امروزه هم در سطح دنیا بدون هیچ تغییر شکلی استفاده می شوند؟
آیا تمام این داستانها در مورد انواع زبانهای قدیم فارسی، برای نسبت دادن یک تاریخ موهوم جعلی به ملغمه ای از زبانها که فارسی می نامیم نیست؟ باید بیایند اثبات کنند که آیا اصلا زبانی به نام فارسی داریم که از نوع باستان و پهلوی و میانه و دری هم داشته باشد؟
گفتیم فارسی 125 کلمه دارد(مانند از – به – در - را – و چند فحش و ... ) و اینها نیز بدون هیچ قاعده ای و از روی تکرار و عادت ساخته شده اند. این روزها اگر کسی تلویزیون نگاه کند با نحوه ساخته شدن مسخره آمیز کلمات فارسی نیز آشنا می شود، به عنوان نمونه دقت کنید:
مشنگ = ؟ کلمه نمایی است بر وزن قشنگ که بازیگری معروف آنرا برای نشخوار عده ای علاف در دهانشان قرار داده و در طی یکی دو ماه، یکی از کلمات فارسی شد و در آینده ای دور، کم کم معنی خواهد یافت.
سوتی – ببو – اوسگل - چپیدن– برره- پیچوندن- نفله- دودره- خفن - تیلیت- تیریپ - شومپت- اوشقول – و دهها کلمه نمای بی معنی، که غالبا برای تمسخر و فحش و چاخان، که از شگردهای منحصر به فرد فارسها می باشد به کار می روند. اینها خزانۀ لغات فارسی را تشکیل می دهن
منبع : http://toorana.blogsky.com/
+ نوشته شده در جمعه 12 مهر1387ساعت 0:22  توسط یاشار
|
بابک که بود ؟ بابک خرم دين دلاور بزرگ آذربايجان، فرمانده مهم ترين و طولانی ترين جنگ های ملی ايرانيان برضد خلفای عباسی است. خرم دينان را پی روان او شمرده اند. اما ايشان پيش از بابک نيز شهرت داشتند. گفته اند که خرم دينان بازماندگان مزدکيان زمان ساسانی بودند که در کوهستان های مرکز و مغرب و شمال غربی ايران می زيستند. اينان معتقد به حلول روح بودند و می گفتند که روح ابومسلم در مبارزان و سرداران ضد عرب حلول می کند. اين باور، که عاملی در تداوم مبارزات ايرانيان عليه اعراب بود، در همه فرقه ها و گروه های مبارز در تاريخ ايران بعد از اسلام بخصوص در قرن های نخستين رواج داشت. خرم دينان به پی روی از عقايد مزدک، جمع ثروت و دارائی و مالک شدن زنان متعدد را نمی پسنديدند و مبارزاتشان بيشتر برای توزيع عادلانه ثروت و فراهم آوردن امکان زندگی مناسب برای همه مردم بود. هنگامی که خرم دينان تعليمات خود را پنهانی رواج می دادند و هدف های سياسی مشخصی بر ضد خلافت بغداد داشتند باطنی خوانده می شدند. از جمله باطنيان، اسماعيليه، قرمطيان و ديگر فرقه های ايرانی بودند که در سه قرن اول اسلامی، همگی در مبارزه برضد عرب می کوشيدند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 15:3  توسط یاشار
|
الفبای ترکی در زمان گوک ترک :
در تأسیس شهر ارد بالیق توسط ایل اتمیش خاقان آویغور بون شک گوک ترک ها به ویژه افکار بیلگه خاقان نقش اساسی داشته است گوک ترک ها در اوایل حکومت برای کتابت ، الفبای سغدی را به کار بستند اواخر نیز الفبای ترکی نوشتند این نظریه ای پذیرفته است که نظام نوشتاری گ.ک ترک از الفبای بیگاه اخذ شده است به نظر می رسد این الفبا از قرن هفتم میلادی مورد استفاده قرار گرفته شده است منتها اصل اساسی این است که آنها دارای یک الفبا بوده اند
جوان ، جوان ها ، سی ان. پی ها و هون ها که اسلاف گوک ترکها بوده اند فاقد الفبا بودند . حتی خزر ها نیز الفبایی از خود نداشتند. در حالی که خزرها همسایه نزدیک بیزانس و اسلام بودند اما گوک ترک ها در الفبایی که حداکثر با واسطه س سغدیان از خاور نزدیک اخذ کردن ، تغییراتی ایجاد کرده و با اضافه نمودن علائمی آن را به صورت یک الفبای ملی شکل دادند.
+ نوشته شده در پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 15:1  توسط یاشار
|
گوک ترک ها برای استفاده در کتابت خود از یک تقویم دوازده حیوانی کمک گرفتند بناه به تحقیقات انجام شده این تقویم در اواخر قرن ششم از چین اقتبای شده است این تفویم بعدها توسط اویغورها که اخلاف گوک ترک ها بودن نیز مورد استفاده قرار گرفت
مغولان که تقویم مزبور را از ایغوران اقتباس کرده بودند به ایران و حتی آناطولی وارد کردند بعد از آنه تقویم ترک تا قرون اخیر توسط ایرانیان استفاده می شد .
گوک ترک با استفاده از از این الفبا به زبان خود میراث گران گدری را به یادگار گذاشتند این میراث در برگیرندخ ی مفهوم گسترده زبان ترک ، ادبیات ترک بوده و منبعی غنی ، کهن از فرهنگ ترک است
+ نوشته شده در پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 15:0  توسط یاشار
|
ارمنی لرین ویردیغی بیر آرتیخ ضربه:
عمليات خاكبرداري براي گاز رساني ايران به ارمنستان منجر به تخريب بخش هايي از شهر باستاني "اژدها داشي" در استان آذربايجان شرقي شد. كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري پيش از اين ، نسبت به ممنوعيت اين اقدام شركت گاز هشدار داده بودند.قدمت "اژدها داشي" به هزاره اول پيش از ميلاد مي رسد.
آذربايجان شرقي (خبرگزاري ميراث فرهنگي) ميراث استانها: شهر باستاني "اژدها داشي" كه شهري به جاي مانده از هزاره پيش از ميلاد است ، قرباني عمليات گاز رساني ايران به ارمنستان شد.
"اژدها داشي" در 40 كيلومتري شرق روستاي اندرجان و از روستاهاي غربي شهرستان ورزقان است.
«محمد فيض خواه»، باستان شناس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري آذربايجان شرقي با اعلام اين خبر افزود: «قرار است براي گاز رساني ايران به ارمنستان در آذربايجان شرقي ايستگاهي احداث شود اما از آنجا كه مسير پيشنهادي شركت گاز در منطقه اي تاريخي واقع شده، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با بررسي منطقه، عبور لوله هاي گاز از آن مسير را مجاز ندانست.»
به گفته فيض خواه به رغم اعلام سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مبني بر ممنوعيت عبور لوله گاز از اين منطقه به منظور جلوگيري از تخريب شهر باستاني، شركت گاز اقدام به خاك برداري كرد.
اين باستان شناس افزود: «شركت گاز در تاريخ 25 تير 85 بدون توجه به اين ابلاغ، خاكبرداري را به طول 80 متر، عرض 7 متر و ارتفاع 4 متر انجام داد که اين اقدام سبب تخريب بخشي از شهر سه هزار "اژدها داشي" ساله شد.»
وي افزود: «اين خاك برداري در حالي صورت گرفت كه ما مسير مناسبي را به شركت گاز پيشنهاد كرديم .مسيري که گذر لوله ها از آن كمترين خسارت را به ارزش هاي تاريخي اين منطقه وارد مي كرد.»
مسير مشخص شده از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان، در 2 كيلومتري شرق عرصه شهر باستاني "اژدها داشي" واقع شده بود و گذر از آن آثار، مناظر و محيط زيست را از تخريب دور مي ساخت.
به گفته فيض خواه، اين شهر باستاني تاكنون كاوش نشده و بررسي هاي باستان شناسي مي تواند نكات ارزشمندي از تاريخ را براي محققان آشكار سازد.
وي در همين حال تاكيد كرد: به رغم وجود قوانين و بخش نامه هاي دولتي، بيشترين تخريب ها در استان آذربايجان شرقي و از سوي ارگان هاي دولتي صورت مي گيرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 14:59  توسط یاشار
|
گاهی کوچک به حکومت اوغوز ها :
به نظر می رسد استاد فاروق سومر به تاریخ قوم اوغوز دارای دو مختصه است :
الف- روحیه استقبلال طلبانه اوغوز ب- روحیه حومت مدار اوغوز
قوم اوغوزبطور اخص بر محور قومیت گرایی ترکی در هزاره اول میلادی تحت حاکمیت امپراطوری گوک ترک شرقی سپس گوک ترک غربی مستمرا در اتحاد با سایر اقوام ترک زیر سلطه ی گوک ترک وبعضا به تنهایی به منظور استقلال و تشکیل حومت اقدام به شورش می کند بار ها توسط ترک های شرقی و غربی سرکوب و منهزم و مقهور می شود اما در طول قرون همواره روحیه استقلال طلبی حکومت مداری خود را حفظ کرده واین ایده را به صورت آرمانی سینه به سینه نسل های بعد منتقل می کند. تا اینکه اواخر قرن هشتم میلادی اون اوق ها ، تورگیش ها و سپس اوغوز های سیحون به تشکیل حکومت نائل می شود اواخر قرن دهم یعنی پایان هزاره اول میلادی یابغوی اوغوز منقرض می شود اما ائده حکومت مداری نزد اقوام اوغوز نمیرد و سپس سال ها رکود در ابتدای هزاره دوم میلادی این ایده به صورت آرمانی ملی توسط خاندان سلجوقی به واقیعت پیوسته و اوغوز ها در قاب خاندان سلجوقی اولین حکومت بعد از اسلام را تشکیل می دهند تشکیل امپراطوری سلجوقی مقدمه ی شکل گیری بسیاری از حکومت های منطقه ای در اقصی نقاط ایران ، عراق عرب و آسای صغیر می شود که در عین اعتلای فرهنگ و ادبیات قوم اوغوز نیز می شود این حقیقتی انگار ناپذیر است که تشکیل امپراطوری سلجوقی توسط اوغوزهای ترکمن اعتلای بین اسلام را به دنبال داشت با تدبیر سلاطین سلجوقی بود که مرزهای جغرافیای ایرانی ، دانش اسلامی ، معماری و هنر اسلامی ، منطق و فلسفه اسلامی به اعلا درج اعتلا نائل آمد.
تعین روحیه استقلال طلبی نزد قوم اوغوز را به صورت تلاش آن در محافظه و مدافعه از« من ملی» خود در مقابله با اقوام مهاجم می بینیم به گواهی تاریخ این مختصه حراست از «من ملی» در روح جمعی اوغوز به مرور نهادینه شده و در طول تاریخ به عنوان مختصه محوری این قوم در حفظ و حراست و سلامت ملی ، آن را یاری می کند.
منبع :
کتاب اوغوز ها نوشته ی پرفسور فاروق سومر ترجمه ی آنادردی عنصری صفحه ی 13 و 14
+ نوشته شده در شنبه 23 شهریور1387ساعت 14:20  توسط یاشار
|
کلیه ی اطلاعات زیراز موسسه ی E.M.T. و A.M.T. که در اروپا و آمریکا واقع شده و تحت مدیریت برجسته ترین زبان شناسان اداره می شود، گرفته شده است و همه ساله گزارشهای زیادی را درباره ی زبانها منتشر می کنند و کلیه ی استانداردهای زبان شناسی از این ادارات که دولتی هستند،اعلام می شود. به اطلاعات استخراجی از این موسسات توجه کنید:
19% کلمات انگلیسی از زبان ترکی گرفته شده است.
92% کلمات فارسی از عربی و ترکی گرفته شده و مابقی بدون هیچ فرمولی تولید شده اند.
2% کلمات ترکی از ایتالیایی، فرانسوی و انگلیسی گرفته شده است.
در هیچ یک از زبانهای بین المللی لغتی از زبان فارسی وجود ندارد.
39% کلمات ایتالیایی، 17% کلمات آلمانی و 9% کلمات فرانسوی از زبان ترکی گرفته شده است.
100% کلمات ترکی ریشه ی اصلی دارند.
100% کلمات انگلیسی، آلمانی ، فرانسوی و ترکی دارای عمق ریخت شناسی هستند.
83% کلمات انگلیسی ریشه ی اصلی دارند.
- جملات ترکی 2% ابهام جمله ای ایجاد می کنند.(یعنی اگر یک خارجی زبان ترکی را از روی کتاب یاد بگیرد، پس از ورود به یک کشور ترک زبان مشکلی نخواهد داشت.)
- جملات انگلیسی نیم درصد و جملات فرانسوی تقریبا 1% ابهام تولید می کنند.
- جملات فارسی 67% ابهام تولید می کنند.(یعنی یک خارجی که فارسی را یاد گرفته، به سختی می تواند در ایران صحبت کرده و یا جملات فارسی را درک کند مگر آنکه مدت زیادی در همان جامعه مانده و به صورت تجربی یاد بگیرد ) که این برای یک زبان ضعف نسبتا بزرگی است.
- جملات عربی 8 تا 9% ابهام تولید می کنند.
- معکوس پذیری(ترجمه ی کامپیوتری) کلیه ی زبانها به جز زبانهای عربی و فارسی امکان پذیر بوده و برای عربی خطای موردی 45% و برای فارسی 100% است. یعنی زبان فارسی را نمی توان با فرمولهای زبان شناسی به زبان دیگری تبدیل کرد.
زبان ترکی را شاهکار زبان معرفی کرده اند که برای ساخت آن از فرمولهای بسیار پیچیده ای استفاده شده است. خانم “نیکیتا هایدن” متخصص و زبان شناس مشهور آلمانی در موسسه ی اروپایی ((یورو توم)) گفته است: ” انسان در آن زمان قادر به تولید این زبان نبوده و موجودات فضایی این زبانم را خلق کرده و یا خداوند به پیامبران خود عالیترین کلام ارتباطی را داده است
+ نوشته شده در پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 18:29  توسط یاشار
|